على محمدى خراسانى

121

شرح مكاسب (فارسى)

موجب اضرار به او است و او را از حركت برطبق ميل بازداشته و محدودش كرده است از اين جهت تعريف مذكور ، تسخير را شامل است . و امّا تعريف فاضل مقداد و مرحوم مجلسى : آنها فرمودند سحر آنست كه : سببش بر عموم مردمان مخفى باشد [ يعنى ظرافتهائى دارد كه نوع مردم از درك آن عاجزند و نمىتوانند آن كار را انجام دهند و لاشك در اينكه تسخيرات هم‌چنين است . پس باز هم تعريف شامل آن است . و نيز عبارت فخر الدين در ايضاح هم تسخيرات را شامل است ، چرا كه ايشان سحر را چهار قسم كرده و بر همهء آنها دعواى ضرورت دين كرده و فرمودند : همهء اينها حرام است و مستحلّ هريك از آنها كافر است . و قسم چهارم از آنها همين مسئله استخدام ارواح ساذجه يعنى فرشته يا جنّ يا روح آدمى است . و نام اين قسم را اقسام [ جمع قسم ] و عزائم [ جمع عزيمت به معناى قسم ] و نفث [ دميدن ] گذاشتند براى اينكه معمولا تسخيركننده در هنگام تسخير اورادى را مىخواند كه مشتمل بر قسم دادن است و سابقا در بحث تعريفات نمونه‌اش را آورديم و نيز اورادى مىخواند و در چيزى يا كسى مىدمد لذا نفث گفته شده . قوله : و يدخل : گوشهء ديگرى از تسخيرات ، تسخير حيوانات است [ اعمّ از هوامّ كه جمع هامّة و بر وزن دوابّ و دابّه و به معناى حشرات موذى است از قبيل مار و افعى و عقرب و . . . و سباع كه جمع سبع و به معناى درندگان از قبيل شير و پلنگ مىباشد ، و وحوش يعنى حيوانات وحشى از قبيل فيلها و . . . ، و غير اينها كه مثلا پرندگان يا آبزيان و . . . باشند و مخصوصا در ميان همهء حيوانات تسخير انسان و به خدمت گرفتن روح زن يا كودك و . . . با شرائط و معدّات براى اهدافى كه دارد . حال تمام اينها نيز در سحر داخل مىباشد و نوع تعريفاتى كه براى سحر ذكر شد اينها را شامل است به ويژه تعريف مرحوم مجلسى و فاضل مقداد .